
...در سراشیب خیابان دراز
وعده گاهی است
که مردی آنجاست
چشم هایش نگران
می رود بی تاب از شیب خیابان بالا
او چه زود آمده است
و خیابان خالیست
اوست تنها و رقیب آنجا نیست
و زمان می گذرد
انتظاری سنگین
پتک بر پیکر او می کوبد
و زمان می گذرد
زیر لب می گوید:
"خواهد آمد, اين را مي دانم
خواهد آمد, آري ...
مثل گل خنده صبح
مثل آواز خروس, خواهد آمد اتوبوس..."
.....................................................
پی نوشت: واقعا" که چقدر همتون منحرفید
!
نیمه شعبان ( شهریور) عروسی سعیدیه !!!
. پایه اید خودمون و خراب کنیم
تو جشنش؟ البته اگه دعوت شدیم که مودبانه می ریم. و وگرنه به نشانه اعتراض خراب میشیم تو مهمونی........... . ![]()
![]()
![]()

اینی که الان داره این متن رو می نویسه کیوون نیست .
این منم .
من کیم ؟
حدس بزنید و جایزه بگیرید !
بعلت اینکه این هفته خبر خروس دار شدن ۳ تن از دوستان خوبمان ( کرمی و سعیدی و نجفی) به گوشمان رسید و آمار نسبتا بالایی است . این هفته را هفته خروس نامگذاری می کنیم.

کیوان جون( خانم حسینی) تولد یو هم پیشاپیش مبارک. ![]()

امروز تولد جبار جونه مبارکه ![]()
ایشالاّ عروسیش.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(خسته نباشم)

