تبليغاتX
سلطانی ها
 

بالاخره بعد از 10 بار پسورد وارد کردن فهمیدم چی بود! ممنون بیزی جون از راهنماییت، آخه اگه می خواستم به امید آنی باشم که حالا حالاها خبری نبود از بس این دختر می یاد به وبلاگ سر می زنه! 
چرا  هیچ کی نمی یاد چیزی بنویسه؟ من از هیچ کدومتون خبری ندارم. حداقل بیاین از افطاری مدرسه بنویسین.  کیا بودن؟ چه خبرا بود؟
اگرم چیزی به ذهنتون نمی رسه بنویسین حداقل یه شکلک از خودتون در کنین بفهمم زنده این . خسته شدم از بس هر بار اومدم دیدم خبری نیست.....

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در جمعه 1387/07/12 و ساعت 20:14 |

میبینم که همتون مشغول خرید عیدین و وبلاگ کپک زد  
خواستم منم یه عیدی بدم بهتون  از اونجایی که خودم علاقه شدیدی به کارتون بابا لنگ دراز داشتم و دارم  این کارتون رو با تمام جزئیاتش( ) بهتون تقدیم می کنم . می تونین همه قسمتهاشو از اینجا ببینین. اینم بگم که به زبان اصلی چشم بادومیاس با زیرنویس انگلیسی.
خوش باشین

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در دوشنبه 1386/12/20 و ساعت 22:9 |
سلام بچه ها....خوبين؟ بابا اينقدر درس نخونين..عيبه

اين خبر رو يه جا خوندم گفتم شمام بخونين بد نيست یه کم از حال و هوای درس بیاین بیرون

گفته هاي علي لاريجاني، مترجمين سازمان ملل و خوانندگان نشريات اروپايي را دچار سرگيجه مفرط
تاريخي كرد!

علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند ".
ترجمه نیوزویک:
علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.

ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس:
علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.

ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته:
علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در سه شنبه 1386/03/22 و ساعت 1:21 |
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود،با تعجب دید که تخت خواب کاملا مرتب و همه چیز جمع و جور شده.یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود:پدر!! با بدترین پیش داوری‌های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان،نامه رو خوند:

پدر عزیزم،با اندوه و افسوس فراوان برایت می‌نویسم.من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم،چون می‌خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم.من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم.او واقعا معرکه است،اما می‌دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت؛به خاطر تیز‌بینی‌هاش، خالکوبی‌هاش، لباس‌های تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره.اما فقط احساسات نیست، پدر.اون حامله است!

Stacy به من گفت ما می‌تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کلی هیزم برای زمستون. ما یک رویای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.

Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعا به کسی صدمه نمی‌زنه.ما اون رو برای خودمون می‌کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه‌ای که توی مزرعه هستن،برای تمام کوکائینی‌ها و اکستازی‌هایی که می‌خوایم.

در ضمن،دعا می می‌کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر. من ۱۵ سالمه؛و می‌دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز مطمئنم که برای دیدارتون برمی‌گردیم، اونوقت تو می‌تونی نوه‌های زیادت رو ببینی.

با عشق.

پسرت:John

------------------------------------------

پاورقی:

پدر،هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست.من بالا هستم،خونه‌ی Tommy ! فقط می‌خواستم بهت یاد‌آوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم نسبت به کارنامه‌ی مدرسه که روی میزمه وجود داره!!!

دوستت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود،بهم زنگ بزن.

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در پنجشنبه 1385/10/07 و ساعت 11:33 |

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم .
انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود .
پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟
انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد .
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني .
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود .
پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .
آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .
راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!!

 اي خدا مي شود بازهم به ما بالهايمان را بدهي...
+ نوشته شده توسط هانیه.آ در دوشنبه 1385/06/06 و ساعت 11:44 |

 يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري  (برادر دینی ) داشت كه عاشق اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم.يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :

       مراقب چشماي من باش.

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در سه شنبه 1385/05/24 و ساعت 14:57 |
۱. قلب شما روزي101000بار ميتپد.
2. دهان شما روزي يک ليتر بزاق توليد ميکند .
3. به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان7.5دقيقه است.
4. به طور موسط شما روزي 5000کلمه صحبت ميکنيد که80% ان با خودتان است. !
5. از دست دادن تنها 1% از اب بدن موجب تشنگي ميشود.
6. مردان روزي 40 و زنان روزي 70 تار مو از دست ميدهند.
7. يک انسان 8 ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
8. حدود 13% مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته11% بود .
9. انسان سالانه بيش از 10 ميليون مرتبه پلک مي زند!
10. حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در کلمات بکار مي‌رود در حاليکه حرف Q کمترين کاربرد را دارد!
11. دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يک چشمشان را باز مي‌گذارند!
12. قديمي‌ترين آدامسي که جويده شده، متعلق به 9000 سال پيش بوده است!
13. سرعت آب دهاني که هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود 120 کيلومتر بر ساعت است!
14. 8 دقيقه و 17 ثانيه طول مي‌کشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
15. جويدن آدامس هنگام خورد کردن پياز، مانع از اشک‌ريزي شما مي‌شود!
16. اثر لب و زبان هر کس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
17. عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
18. اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي که آغاز شده است پايان مي‌يابد.
19. مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است..
20. چشمک زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
21. شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودکشي کنيد.
22. وقتي که عطسه ميکنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا که وقتي عطسه مي‌کنيد قلب شما به اندازه يک ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
23. خوک‌ها به لحاظ فيزيک بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
24. وقتي که به شدت عطسه مي‌کنيد، ممکن است يک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنيد، ممکن است يک رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
25. جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
26. تنها غذايي که فاسد نمي‌شود، عسل است.
27. کروکوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز کند.
28. حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
29. تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
30. فيل‌ها تنها جانوراني هستند که قادر به پريدن نيستند.
31. مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌کند.
32. موشهاي صحرايي چنان سريع تکثير پيدا مي‌کنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يک ميليون فرزند داشته باشند.
33. استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.
34. نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است
35. به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌هاي اشتباه داده مي‌شوند.
36. چهل درصد سود مک‌دونالد از فروش هپي‌ميل‌ها ( يک وعده غذايي کامل در جعبه است، که اگه يک بار FastFood رفته باشيد، ميدونيد چيه! ;-) بدست مي‌آيد.
37. لئو‌ناردو داوينچي مي‌توانسته با يک دستش بنويسد و با دست ديگرش نقاشي کند!
38. دندانپزشک‌ها توصيه مي‌کنند که زمان مسواک زدن، تا 6 قدم از توالت دور شويد تا از ورورد ذرات معلقي که بوسيله هوا منتقل مي‌شوند، در هنگام شستشوي دهان، جلوگيري شود.
39. صاحب اصلي کارخانه Marlboro از سرطان ريه مرد.
40. 56% افرادي که دست چپ هستند، تايپيستند.
41. رنگ مورد علاقه 80% از آمريکايي‌ها، آبي مي‌باشد!!
42. اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه مي‌دهد که فرار کني!
43. وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تکان مي‌دهد، يعني «باشه»!
44. «گربه» تنها حيوان خانگي هست که در کتاب مقدس به آن اشاره‌اي نشده است.
45. شهر مکزيک هر سال 25.5 سانتيمتر، نشست مي‌کند.
46.آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند
47.آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود
48.آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد
49.آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
50.آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است
51.آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده داردد
52.آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد
53.آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته استد
54.آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر استد
55.آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند
56.آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان استد
57.آيا ميدانستي چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد
58.آيا ميدانستي که فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكند
59.آيا ميدانستي که اگر زني به كوررنگي مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ ميشوندد
60.آيا ميدانستي كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند
61.آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
62آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود
63.آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند
64.آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است
65.آيا ميدانستي که خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
66.آيا ميدانستي که همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادانبه ماده تبديل مي شوند
67.آيا ميدانستي وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است
68. آيا ميدانستي حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است
69.آيا ميدانستي يك قطره آب داراي يك‌ صد ميليارد اتم است
70.آيا ميدانستي که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار ميميرند
71.آيا ميدانستي که خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين مي‌فرستدد
72.آيا ميدانستي که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند
73.آيا ميدانستي که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان است
74.آيا ميدانستي که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت
75.آيا ميدانستي که هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است
76.آيا ميدانستي که آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را داردد فاصله دو نوک بالهاي او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند
77.آيا ميدانستي هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمين برخورد مي‌كند

این اطلاعات فقط برای بالا بردن سطح اطلاعات عمومی شما بود

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در دوشنبه 1385/05/16 و ساعت 11:1 |
اين عكسه كاملا به درد اين روزا مي خوره . نه؟!!!

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در جمعه 1385/03/26 و ساعت 14:7 |
معنی عشق واقعی این است نه آن چیز که شما به آن مي انديشيد

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در دوشنبه 1385/02/04 و ساعت 0:9 |

سالها پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند.

وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت .

مادر گفت : تو شانسي نداري ، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا.

دختر جواب داد : مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند ، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم.

روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت : به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض 6 ماه زيباترين گل را براي من بياورد ، ملکه آينده چين مي شود.

دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت
سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد ، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه
گلکاري را به او *آموختند* ، اما بي نتيجه بود ، گلي نروييد
روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام
گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند

لحظه موعود فرا رسيد شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در
پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده
است . شاهزاده توضيح داد : اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که
او را سزاوار همسري امپراتور مي کند : گل صداقت ...
همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند ، *امکان نداشت گلي از آنها سبز شود
*

*
** **برگرفته از کتاب پائولو کوئليو

+ نوشته شده توسط هانیه.آ در پنجشنبه 1385/01/24 و ساعت 9:41 |
دوست داری در سال جديد با کلاس بشی پس اینو بخون:


اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

شوخی کردم . عيد همتون مبارك
+ نوشته شده توسط هانیه.آ در یکشنبه 1385/01/06 و ساعت 12:38 |