تبليغاتX
سلطانی ها
سلاااااااااام

اول از همه می خوام ورودمو به وبلاگ تبریک بگم . آخه همیشه موقع خاطره نوشتن پیدام می شه . دوستام بهم می گن ۲ م . ( باقری هستم )

در اینجا لازمه ادعای حیثیت کنم . فکر کردین می تونین هرچی خواستین پشتم بنویسید . شاید  ۱ کم وحشی بودم ، نه اون قد که زورم به رئیس برسه ! آخه هیکلارو بسنجید .

درضمن من متعلق به هیچ فرقه ای نبودم . یادم نمیاد که از جیبی یا بتی دستور می گرفتم .عملیات جان فشانانه من به دلایل زیر بوده :

۱ . عرق بیی    ۲  . به گفته یکی از بزرگان مدرسه خودمو نخود هر آشی می کردم.   

۳ . به قول یکی از معلما ... موذی بود و منم مثل خودش کرده بود .    ۴ . احتمالا با زو بازی اشتباه گرفته بودم .

گفتم زو یاد یک بازی افتادم که تو دبیرستان می کردیم ، اسمش فوتبال بود . ولی من تا مدتها فکر میکردم همون زو است (البته با ورژن جدیدش ) . ازهمه کسایی که بهشون تو بازی صدمه زدم مذرت می خوام ( به خصوص رئیس که ۱ بار بدجور پاش سیاه شد .)

+ نوشته شده توسط زی زی در چهارشنبه 1386/12/22 و ساعت 12:20 |